جستجو در سایت

عضویت / ورود

مزایای عضویت

رادیو آرمانشهر بانک مقالات آژانس عکس
صفحه اصلی
اخبار معماری
آژانس عکس
بانک مقالات
نمایه نشریات
بانک پایان نامه ها



معماری اسلامی و کارنامه دهه های اخیر (1) در رادیو بررسی شد؛


به گزارش روابط عمومی مرکز معماری اسلامی حوزه هنری، برنامه رادیویی خشت و خیال چهارشنبه گذشته، با موضوع " معماری اسلامی و کارنامه دهه های اخیر" با حضور مهندس علی فروزانفر(مدیر مرکز معماری اسلامی حوزه هنری) میهمانِ مهندس سید احسان مسعود (پژوهشگر دکتری معماری و مدرس دانشگاه تهران) کارشناس و مجری برنامه برگزار شد. همچنین در طول گفتگو، دکتر احد نژاد ابراهیمی (عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اسلامی تبریز) به صورت تلفنی، در بحث مشارکت کردند.

در ابتدای این گفت و گو علی فروزانفر، در پاسخ به اینکه منظور از معماری اسلامی چیست، گفت:

در مورد موضوع معماری اسلامی تعاریف مختلف و بحث های کلامی زیادی شده؛ معماری کشورهای اسلامی، معماری حکومت های اسلامی یا معماری که در جوامع اسلامی شکل گرفته به این موضوع اطلاق شده است. اما تعریفی که ما به عنوان حریف جامع و مانع در مورد معماری اسلامی داریم، معماری متعهد به فرهنگ و متعلق به بوم و معماری که خود را در چهارچوب آئین ها و سنت های اسلامی، منطبق با فرهنگ بومی هر جامعه ای تعریف میکند.

وی ادامه داد: موضوع معماری اسلامی ممکن است چندان ارتباط مستقیمی با عناصر شکلی یا فرمی نداشته باشد، اما مطمئنا به واسطه تداعی کردن نوعی از خاطرات گذشته و استفاده از سنت هایی که در گذشته پاسخ های مناسبی را به جامعه خودش داده از عناصر فرمی گذشته به صورت نمادین استفاده کند.


مسعود: شما در این بحث قائل به تفکیک حوزه های صورت و معنا از یکدیگر هستید؟

فروزانفر: اینها به صورت کامل قابل تفکیک نیستند، اما برخورد شکلی و فرمی با معماری اسلامی هم چندان برخورد صحیحی نیست. اگر صرفا معماری اسلامی را استفاده از عناصر فرمی گذشته بنامیم، تعریف صحیحی نیست. ما باید تکیه بر محتوا داشته باشیم و با تکیه بر محتوا زمینه نمود و بروز بیرونی نوعی از عناصر شکلی و فرمی را فراهم کنیم. معماری باید به این قضیه رویکرد امروزی و معاصر داشته باشد.

مسعود: آیا شما معماری معاصر ایران را متعهد به اصول معماری اسلامی میدانید ؟ معماری ای که در شهر شاهدش هستیم ودر آن زندگی میکنیم.

فروزانفر: اگر بخواهم جواب کوتاه بدهم باید بگویم خیر! معماری معاصر امروز حتی چندان منطبق بر اصول معماری بومی ما نیست، چه برسد به اینکه بخواهد خودش را مدعی بداند که متناسب با معماری اسلامی و متعهد ماست.

مسعود: در بناهای غیر مذهبی، تفاوتی بین معماری بومی ایرانی با معماری اسلامی ایرانی هست؟

فروزانفر: در مورد معماری بومی یا اسلامی میتوان دیدگاه لایه ای و سطح بندی شده ای داشت؛ اینها قابل تفکیک از یکدیگر نیستند. وقتی می گوییم شاید با معماری بومی چندان سازگاری نداشته باشد اما با معماری اسلامی فاصله طولانی دارد، یعنی با یک سطح اولیه با خودش همسان نیست و آن را در چهارچوب معماری بومی نمی توانیم تعریف کنیم و با معماری اسلامی که در لایه های بالاتر آن قرار دارد و شامل معماری بومی هم میشود، فاصله زیادی دارد.

وی ادامه داد: بنظرم در یک محل نیاز هست در مورد این مباحث با هم مناقشه داشته باشیم و آن در مرحله تصمیم گیری است . قسمتی که شما اصطلاحا در چهارچوب مفهوم یا معنا در موردش صحبت کردید. جامعه متخصص باید در مورد این قضیه برای خودش تعیین تکلیف کند که چه رویکردی داشته باشد. اما زمانی که وارد شکل وعناصر اجرایی می شویم طرح و ساختار ما باید اینقدر صریح و شفاف باشد که دیگر نیازی به این مناقشه ها در سطح منظرعموم نباشد؛ همانطور که ما در مورد خیلی از عناصر معماری امروز این قضیه را میبینیم. همه مردم ارتباط کاملی با برج آزادی، میدان نقش جهان، فرهنگسرای نیاوران و یا تئاتر شهر دارند، اینها نمونه هایی هستند که طراح و تصمیم گیرنده اولیه، که ممکن است یک مدیر اجرایی یا یک مسئول در شهرداری یا شهر منطقه باشد این مباحث و مناقشات را برای خودش حل کرده و میداند که معماری سطوحی دارد؛ سطح آن ممکن است محدود به اقلیم، فرهنگ یا عناصر گذشته باشد؛ اما در نهایت مردم وقتی به ساختمان نگاه میکنند به راحتی از جمیع موارد با آن ارتباط برقرار می کنند.

مسعود: شما گفتید معماری معاصر ما اصول معماری اسلامی را مراعات نمیکند و از آن طرف مثالهایی زدید که از آنها شاید بتوان شاخصه هایی استخراج کرد. اغلب مصادیقی که نام بردید متعلق به گذشته و متاخرترین آنها برج آزادی بود. چه اتفاقی افتاده که در سالهای اخیر با وجودی که بیشتر به معماری اسلامی پرداخته می شود اما، شاهد بناهایی نیستیم که بتوانیم با افتخار آنها را مثال بزنیم و ویژگی هایشان را منطبق بر معماری اسلامی برشماریم؟

فروزانفر: نکته مهمی است. علت آنکه پختگی را در آثار معماری نام برده شده میدانیم، نوعی از توجه مدیریت فرهنگی بر موضوع معماری و اهمیتش و همچنین تربیت مجموعه متخصص ، معمار و شهرسازی که خودش را متعهد میداند به این نیاز پاسخ دهد، باعث شد نوعی از این آثار در بازه های زمانی شکل بگیرند. ما امروز نمونه های مشابه یا نمونه های پخته ای هم داریم . جامعه معماری مخصوصا در ده سال اخیر نشان داده توانایی ساخت نمونه های موفق را در مقیاس خرد دارد؛ اینکه در مقیاس کلان این اتفاق نیفتاده و درمقیاس شهری نمودهای بارزی نداریم، به این موضوع برمیگردد که توجه حاکمیت به موضوع معماری و هویت سازی برای جامعه توسط عناصر شهری کمی مورد غفلت قرار گرفته.

 فاصله زمانی که بین عناصر معماری سی- چهل سال گذشته تا امروز افتاده مطمئنا تاثیرات اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و حتی سایه جنگ را میتوان در آن ببینیم. عناصری که هر کدام از این موارد ممکن است تعالی فرهنگ یا ادامه یک روند مناسب را دچار مشکل و چالش های اساسی کند.

در ادامه این برنامه دکتر نژاد ابراهیمی وارد گفت و گوی تلفنی برنامه شدند.

نژاد ابراهیمی: تا حدودی با فرمایشات جناب فروزانفر موافقم. برای تعریف دوره معاصر، اگرمنظور از دوره معاصر شروع قرن 14 شمسی از سال 1300 به بعد باشد، کارهای معماری شاخصی میبینیم اما اگر منظور از دوره معاصر بعد از انقلاب باشد، آنجا هم کم و بیش کارهایی میبینیم؛ اما در نگاه باز مشکلی که وجود دارد همه کارهای صورت گرفته چه در بعد نظریه پردازی و چه در بعد اجرا به صورت جزیره ای بوده و ما هیچ وقت به ادبیات و قالب مشخص در دوره معاصر بعد از انقلاب برای معماری ایرانی اسلامی نرسیدیم.

مسعود: با وجود تلاش و صرف هزینه و انرژی زیاد توسط نهاد ها، دانشگاه ها و حوزه های دولتی چطور این اتفاق افتاده ؟

نژادابراهیمی: دقیقا یکی از مشکلات ما همین مسئله است. برای رسیدن به یک هدف مشخص باید سیاست مشخص، آموزش و پژوهش مشخص و نظم وجود داشته باشد تا به تولید رسید.در صورتیکه جامعه معماری و مدعیان معماری اسلامی هیچ وقت به یک نظریه واحد بومی در زمینه معماری اسلامی نرسیدند.

 قبل از انقلاب در مقطعی معماری ملی به تعریف و شکل مشخص رسید، در مقطعی دیگر هم به تعریف معماری بومی هویت گرا رسیدند؛ ما بعد از انقلاب پیگیر معماری اسلامی ایرانی شدیم. باید ارگان ها و نهادها ی دانشگاهی، ارگانهای تصمیم گیرنده و تصمیم ساز مختلف همه و همه جمع شوند و در بعد نظریه و نه در بعد شکل (چرا که برای رسیدن به بعد شکل باید براساس یک فلسفه و نظریه برسیم) نظریه بومی معماری اسلامی ایرانی را ارائه کنند.

وی ادامه داد: من به معماری اسلامی کاری ندارم چرا که معماری اسلامی برای جهان اسلام است و دردنیا برای خودش حرفهایی برای گفتن دارد. کشورهای مختلف از اندونزی تا بوسنی و مصر همه دنبال معماری اسلامی هستند و کارهای خوبی ارائه کرده اند.

مسعود: اینکه گفتید حرفهایی برای گفتن دارند، مشخصا حرفهایی داشته یا دارند؟ بهتر است بحث تاریخی را از مسائل معاصری که با آنها مواجه هستیم جدا کنیم.

نژادابراهیمی: دو بعد وجود دارد؛ اگر بخواهیم در مورد معماری سنتی اسلامی بگوییم که در دنیا با شکل، جزئیات، تناسبات و نمادهای مشخص شناخته شده است. آن چیزی که در سنت تاریخی ما بوده به عنوان یک سری اشکال مشخص، معرفی شده است. در دنیا با پیاده کردن نمادهایی در قالب گره، آجر کاری و یا منار و گنبد روی بناها به تعریف معماری اسلامی رسیده اند.

ولی ما بعد از انقلاب گفتیم اینها را معماری اسلامی نمیدانیم . معماری اسلامی این نیست! اما این که چه هست نهاد ها و شخصیت های مختلف تلاش کردند قرائت های فردی و خوانش های مختلف ارائه کنند.

مسعود: البته این خوانشهای مختلف ناگزیر هست. اگر ما هدف خود را معطوف کنیم تا به یک هدف و خوانش واحد و رسمی برسیم مطمئنا این اتفاق نمی افتد ودرعمل خوانشی که قدرت بیشتری دارد، غالب میشود.

نژادابراهیمی: خوانش با نظریه فرق دارد. شما یک فلسفه دارید و یک نظریه ! میگویید من این نظریه را اینطور به شکل تبدیل میکنم که در این صورت آنجا میتوان گفت خوانش من این است.

نظر من این است افرادی که در جامعه خودشان را نظریه پرداز معماری اسلامی میدانند، نظریه معماری اسلامی خود را با ادبیات مشخص بیان کنند. اما اینکه دائم حرف هایی از اصول اسلامی، توحید، تفسیر، زیبایی و... بزنیم، اصولی که همه در آن هم نظریم و اصلا جهان بینی اسلامی براساس آنها شکل گرفته بی فایده است. بیاییم نظریه بومی معماری اسلامی ایرانی را تعریف کنیم تا از این به بعد همه همین تعریف را تکرار کنیم.

به صراحت میگویم مشکل ما در حال حاضر مشکل مچ اندازی است بین رهبرانی که خود را معمار اسلامی میدانند و میخواهند به هر نحوی شده بگویند حرف من درست است ونوعی تشدد سیاست گذارها و نظریه پردازان که اجازه نمیدهند این موضوع به یک نظریه واحد برسد، در صورتیکه در فضای آکادمیک نظریه مطلق وجود ندارد.

وی ادامه داد: معماری اسلامی خون تازه میخواهد؛ اگر بتوانیم به یک نظریه واحد معماری ایرانی اسلامی در فضای عقلایی و قابل احترام برسیم و براساس آن قرائت های مختلف داشته باشیم به نتیجه رسیده ایم و گرنه در این تشدد آرا حل مسئله سخت است.

فروزانفر: توجه بیشتربرنامه روی شکل گیری نظریه ها و مبانی پایه شکل گیری نظریه و سبک معماری اسلامی ایرانی بود. مطمئنا اگر زمان بیشتری در اختیار دکتر نژاد ابراهیمی بود به این قضیه هم اشاره میکردند که ما برای این موضوع نیاز به دو بال داریم؛ بال اول شکل گیری بستر و نظریه های شکل گیری یک سبک و بال دوم جامعه متخصصی که این موضوع را به عنوان دغدغه خود بپذیرد؛ جامعه دانشگاهی که در این سبک شروع به آموزش دیدن کند و این نظریه و شیوه طراحی را به عنوان خط مشق خود بپذیرد و در این راستا شروع به طراحی و اجرای نمونه های موفق در مقیاس خرد و کلان کند، از خانه ها و مدارس گرفته تا عناصر هویت بخش شهری مانند میدان ها، المان ها و ساختمان های ملی را در این چهارچوب بسازیم.

نکته مهم این است که ضمن داشتن نگاه مرحله به مرحله به این روند، باید جامعه، قشرمتخصص و مردم را به این موضوع حساس کنیم تا بپذیرند معماری موضوع قابل اهمیتی است.

احسان مسعود: بحث آموزش بحث مفصلی است؛ هم آموزش های عمومی که چطور جامعه با این موضوع درگیرشود و هم آموزش تخصصی که دروس مرتبط با این حوزه و یا گرایش های کارشناسی ارشد معماری اسلامی، کارشناسی معماری اسلامی و رشته هایی با این عناوین چقدر به هدفشان رسیده اند. شاید روی کاغذ تصمیمات درستی اتخاذ شده اما اینکه درعمل رشته ها و گرایش ها چقدر موثر بوده اند و فارغ التحصیلان حائز چه ویژگی هایی شده اند، بحث مفصلی است که باید در فرصتی دیگر به آن بپردازیم.

 

برنامه " خشت و خیال " چهارشنبه ها ساعت 21:00 روی آنتن شبکه رادیویی فرهنگ می رود و علاقمندان برای دسترسی بهتر می توانند به سایت این شبکه مراجعه کنند.


تاریخ انتشار : 1/8/1396 | 131 بازدید | نسخه قابل چاپ


نظرات

نام :

ایمیل :

نظر :

کد امنیتی :