جستجو در سایت

عضویت / ورود

مزایای عضویت

رادیو آرمانشهر بانک مقالات آژانس عکس
صفحه اصلی
اخبار معماری
آژانس عکس
بانک مقالات
نمایه نشریات
بانک پایان نامه ها



معماری اسلامی و کارنامه دهه های اخیر(2) در رادیو بررسی شد؛

 

به گزارش روابط عمومی مرکز معماری اسلامی حوزه هنری، برنامه رادیویی خشت و خیال چهارشنبه پیش در ادامه نشست هفته گذشته  خود، با موضوع " معماری اسلامی و کارنامه دهه های اخیر" با حضور مهندس علی فروزانفر(مدیر مرکز معماری اسلامی حوزه هنری) میهمانِ مهندس سید احسان مسعود (پژوهشگر دکتری معماری و مدرس دانشگاه تهران) کارشناس و مجری برنامه برگزار شد. همچنین در طول این گفتگو، دکتر مهدی حمزه نژاد(عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت) به صورت تلفنی، در این بحث مشارکت کردند.

 

در ابتدا علی فروزانفر در توضیح رسالت نهادهایی که به معماری اسلامی می پردازند، گفت:

فروزانفر: حوزه هنری وظیفه خودش را به صورت عام ترویج و حمایت از ادبیات و هنر متعهد میداند، مرکز معماری اسلامی هم در ادامه همان هدف کلان وظیفه خودش را ترویج و جاری سازی سبک و گفتمان معماری متعهد به فرهنگ و بوم که خلاصه در اصطلاح معماری اسلامی است، میداند؛ این وظیفه و شاخصه اصلی مرکز معماری اسلامی است.

وی ادامه داد: سازمانها، مجموعه ها و ارگان هایی که در این حوزه کار میکنند نیز هر کدام از زاویه دید مختلف نسبت به این موضوع نگاه میکنند. البته تا جایی که من مطلع هستم بجز دو مجموعه که از این عنوان به صورت مشخص در سازمانشان استفاده کردند مجموعه دیگری نمیشناسم. عموما سازمانها و ارگانهای دولتی و حاکمیتی به عنوان سیاست های اصلی خود حمایت از موضوع معماری ایرانی اسلامی را مطرح میکنند ولی در اصل حتی سازمانهای اجرایی که بازوی اجرایی در این حوزه دارند نیزدر عنوان از این اصطلاح استفاده نمی کنند وعمدتا در مطرح کردن سیاست های کلانشان اینطور تعریف میکنند که ما در چهارچوب معماری ایرانی اسلامی فعالیت خود را انجام میدهیم که این مسئله عمدتا روی کاغذ مانده و خیلی نمود و بروز بیرونی نداشته است.

بودجه های زیاد سالانه و همینطور سازمانهایی که سیاست های خود را در چهارچوب معماری ایرانی اسلامی تعریف میکنند، فراوان هستند اما نمود بیرونی و اجرایی در این قضیه نمی بینیم.

مسعود: شاید بخشی ازاین اتفاق ناشی از تصورغلطی است که اگر میخواهیم معماری اسلامی را در کشور ترویج دهیم، بایستی یک دستورالعمل تهیه و ابلاغ کنیم.

فروزانفر: همینطور است؛ برخورد آئین نامه ای و ضابطه ای با مقوله فرهنگ و هنر با توجه به اینکه معماری را نیز یکی از زیر شاخه های اصلی هنر میدانیم، جنایت در حق فرهنگ و هنر است. علی القائده در حوزه معماری نمیتوان این انتظار را داشت که با چند آئین نامه و دستورالعمل ممنوعیت ها و باید و نباید هایی را مشخص کنیم که از چهارچوب فلان ضابطه و آئین نامه، معماری ایرانی اسلامی استخراج میشود.

مسعود: باید توجه داشته باشیم، این بحث جدای از درست یا غلط بودنش اصلا شدنی نیست.

فروزانفر: چیزی که در مرحله اول باید به آن توجه شود ترویج این گفتمان است؛ که درپله اول باید همه در موردش صحبت کنیم و این گفتمان شکل بگیرد. ما نیاز به این قضیه داریم که همه این نیاز را از درون خود احساس کنیم. همانطور که لباسمان بر اساس منطقه ای که در آن زندگی میکنیم تعریف می شود، یک معماری مربوط با فرهنگ و هنر خودمان داشته باشیم و این باید به عنوان یک باور عمومی تزریق شود.

مسعود: وقتی از فرهنگ حرف میزنیم، فرهنگ یک پدیده سیال است. فرهنگ ایده آلی که در ذهن داریم را توصیف میکنیم؟ از فرهنگ یک قرن پیش جامعه خودمان حرف میزنیم؟ این‌ها مشابه فرهنگ جامعه امروزی ما نیست. ممکن است برای فرهنگ در مرور زمان جوهره ای قائل باشیم، ولی حداقل بروز بیرونی اش در مرور زمان متفاوت می شود .آیا برای بحث معماری اسلامی باید قائل به فرهنگ معاصر خودمان باشیم یا از فرهنگی به عنوان یک فرهنگ آرمانی و ایده آل صحبت می کنیم که مربوط به قرن ها پیش است؟

فروزانفر: جامعه یک موجود زنده است و صاحب حیات. هر چیزی که حیات دارد به عنوان مثال درختی که هر روز برگ های تازه ای از آن رشد میکند، اما ریشه در خاک دارد؛ اگر بخواهیم برگ های یک درخت را محدود به یک بازه زمانی کنیم، یعنی در مورد این موضوع افراط یا تفریط کرده ایم. افراط یا تفریط در مورد ریشه داشتن در تاریخ یا گریز از تاریخ باعث مرگ یک موجود زنده می شود.

مسعود: آیا برخورد ما هم دچار این افراط بوده؟

فروزانفر: بله، همانطور که در جامعه فعلی مشاهده می کنیم که به نوعی دچار تفریط شده ایم و از معماری غنی و تاریخی خودمان فاصله گرفته ایم؛ حتی خیلی از افراد و صاحب نظران این حوزه که زمانی علاقمند بودند معماری ایرانی اسلامی را مطرح کنند به خاطر نگاه افراطی به آن که صرفا معماری اسلامی را نگاه به عناصر سنتی معماری می دانستند، که ممکن است خیلی هایشان برای جامعه معاصر امروز قابلیت استفاده نداشته باشند و نتواند با نیازهای معاصر امروز خودش را منطبق کند، باعث شد که فاصله گفتمان معماری اسلامی با جامعه معاصرمان کمی زیاد شود.

مسعود: در مقام مقایسه با توجه به اینکه ما یک جامعه اسلامی هستیم و در منطقه نیز جوامع اسلامی دیگری هستند که دغدغه معماری اسلامی دارند؛ اگر سیمای شهر و معماری خودمان را با جوامع دیگر مقایسه کنیم، ما در چه نسبتی با آنها قرار داریم؟

فروزانفر: اگر بخواهیم نمودهای عینی و اجرا شده و فضاهایی را که در جامعه معاصر کشور خودمان می بینیم که ساخته شده و یا در حال ساخت هستند و بخواهیم جامعه و شهرهای کشور خودمان را با سایر کشورهای اسلامی مقایسه کنیم نوعی از عقب ماندگی و عقب افتادگی را مشاهده می کنیم.

مسعود: این عقب افتادگی در چه حوزه ایست؟ با توجه به اینکه در عرصه نظراز آنها عقب تر نیستیم.

فروزانفر:عرض کردم که در نمودهای عینی و ساختمان های اجرا شده در دهه های اخیر نوعی از عقب افتادگی را نسبت به جامعه معاصر اسلامی در کشور خودمان میبینیم، اما در مقام نظر به واسطه اینکه جامعه ایرانی و به خصوص جامعه ایرانی اسلامی ما از نظر محتوا غنای بسیار بالاتری نسبت به سایر کشورها دارد و این چیزی است که بجز معماری در شاخه های مختلف هنر مانند شعر،ادبیات، تئاتر و موسیقی نیز وجود دارد. اما میتوان دلایل مختلفی را نسبت به این عقب ماندگی در کشور خودمان متصور شد. وقتی یک معماری بخواهد شکل بگیرد و اوج بلوغ خود را نشان دهد، نیاز به ساختارهای اقتصادی و سیاسی دارد که این زیر ساخت ها خیلی هایشان زمان بر هستند.

ما در معماری گذشته خود و حتی در معماری معاصر سایر کشورها نیز این را میبینیم. هر کشوری که به یک ثبات سیاسی رسید و توانست زیر ساخت های اقتصادی خیلی خوبی برای خودش شکل دهد، هر جامعه ای که مدیریت اش به عهده یک مجموعه علاقمند به فرهنگ قرار گرفت، به مرور در یک پروسه زمانی سی، چهل و یا پنجاه ساله نمودهای معماری را در آن مشاهده میکنیم.

مسعود: مصادیق صحبت شما می شود در دوره ای میدان نقش جهان اصفهان و در دوره ای متاخرتر، بناهایی مثل موزه هنرهای معاصر، فرهنگسرای نیاوران و برج آزادی؟

فروزانفر: کاملا این قضیه هست؛ برای مثال زمان حمله مغول به ایران تمام زیر ساخت های فرهنگی و معماری ما در یک بازه زمانی تخریب شد، اما در دوره ای دیگر زمانی که سلجوقیان به حکومت رسیدند وقتی دیدگاه، دیدگاه فرهنگی شد و بنیه ی اقتصادی و ثبات سیاسی اتفاق افتاد، ما یکی از قوی ترین دوران های معماری و شهر سازی را در آن دوره می توانیم ببینیم.

در این سی و نه سالی که از انقلاب گذشته زیر ساخت بسیار مناسبی وجود دارد که امروز معماری معاصر ما توجه خودش را معطوف به موضوع معماری اسلامی کند تا بتواند معماری در خور جامعه خود را شکل دهد.

در ادامه این نشست دکتر حمزه نژاد به گفتگوی تلفنی برنامه پیوستند.

مسعود: یکی از نقدهایی که در بحث نظر به حوزه معماری اسلامی وارد شده این است که وقتی در مورد معماری اسلامی صحبت می کنیم بیشتر بر اصول اولیه اسلام پافشاری میکنیم که در این زمینه مناقشه ای نیست، همه هم نظریم و خوانش های چندان متفاوتی وجود ندارد، اما وقتی به کالبد نزدیک تر میشویم این خوانش ها خیلی متفاوت میشوند و باعث می شود بحث به خروجی مناسب و نتیجه بخشی نرسد. شما با این توصیف موافق هستید یا خیر؟

حمزه نژاد: من فکر میکنم هر مفهومی اگر بخواهد به ظهور برسد، تفسیرهای متعددی از آن میتواند منطقی باشد. طراحان هنری خودشان میدانند که همیشه از ایجاد گزینه های پاسخگو به آن مفهوم و ما به ازای کانسپت حرف میزنند و اگر به این معنا تنوع و کثرتی را که در تفسیر کالبدی معماری اسلامی وجود دارد به رسمیت بشناسیم، مخصوصا در دوره ای که داریم تحول پیدا میکنیم و کشور ما یک باراز سنتی فاصله گرفت و به سمت تجدد پیش رفت و در حال حاضر میخواهد خودش را با هویت به سمت تجدد پیش ببرد؛ نسخه های مختلفی هست و تا حدودی باید به رسمیت شناخته شوند.

وی ادامه داد: میدانید که در دنیا نیز درهر کشوری یک نسخه ای مبنا است و این نسخه ها متعدد هستند. در حال حاضر یک نسخه در جهان برای معماری اسلامی وجود ندارد و اینکه ما انتظار داشته باشیم که الان باید یک نسخه شسته رفته و مرتب توسط کارشناسان و محققین کشورمان ارائه شود، نه رخ داده و نه میتواند منطقی باشد؛ باید مدتی، شاید چند دهه اجازه دهیم این تنوع ها به آزمون گذاشته شوند و نمونه هایی برای آنها ساخته شود، مطرح شود و به بحث گذاشته شود تا ببینیم  چگونه الگوی مطلوب تری از آن در کشور ما میتواند رخ دهد.

مسعود: با وجود همه این فعالیت، هزینه و انرژی که توسط ارگان های مختلف صرف معماری اسلامی میشود، چطوردر عرصه حرفه معماری گفتمان معماری اسلامی نداریم؟ یعنی محدود شده به گفتمانی که بیشتر به شکل رسمی و دولتی بیان میشود و به طور خیلی محدود شاید در فضای دانشگاهی. ازنظر شما این قضیه درست هست یا خیر و اصلا چطور این جریان اتفاق افتاده؟

حمزه نژاد: به نکته های خوبی توجه کردید. ما وقتی تنوع را به رسمیت میشناسیم باید توجه داشته باشیم که تنوع به نقد، چالش و بحث گذاشته شود وحتما تجربه اندوزی روی آن انجام شود وگرنه پروژه های گسترده ای در شهرداری ها که عاملان ساخت هستند و نهادهایی که در دولت ها پروژه های بزرگ دارند در شهرهای مختلف ساخته شده که بسیار مورد نقد هستند.

 پروژه های ملی مثل ساختمان مجلس که در دوره جمهوری اسلامی ساخته شده و در حال حاضر توسعه مجلس، اینها بودجه های کلان ملی برایشان خرج می شود و نقدهای پررنگی از زاویه دید آنهایی که به معماری اسلامی حساس هستند در مورد این بناها وجود دارد که کسی نمی شنود. این که گفتید ما باید روابط درون بخشی را بین دانشگاه ها، قطب ها و مراکز اجرایی محکم کنیم ، چون نهادها از بحث خسته شده اند به شکل پنهان از مسیر طرح تا اجرا برای درامان ماندن از نقادها کار را جلو می برند و در نتیجه کاری که میخواهند ساخته می شود ولی ارزش هایی که ما میخواهیم در آن وجود ندارد. ما باید راهی برای به رسمیت شناختن بحث معماری اسلامی (بعد از اینکه مجوز به رسمیت شناختن بحث تنوع را صادر کردیم) پیدا کنیم و اجازه دهیم این اصلاحات هم در مسیر تحقق این اتفاق کار را به سامان کنند وگرنه خود مختاری نهاد ها رخ میدهد و همه اش مشاجره و جر و بحث بی فایده...

مسعود: با توجه به صحبت هایی که شد، بیان شد که در عرصه رسمی تصورمان این است که قرار است به یک سری آئین نامه و ضابطه برسیم و هم نظر بودیم که آنها چاره ساز نیستند؛ شما در حوزه هنری چه چیزی را دستور کار خود قرار داده اید؟

فروزانفر: بازوهای مختلفی هستند که می توانند این موضوع را جلو ببرند. در حوزه اجرا دکتر حمزه نژاد اشاره داشتند که شهرداری ها متولی امر هستند، در حوزه سیاستگذاری مجموعه وزارت مسکن و شهرسازی و در حوزه ضابطه سازی سازمان نظام مهندسی.

مجموعه حوزه هنری خود را از زاویه دید ترویج این موضوع نگاه میکند و وظیفه خود را ترویج این موضوع می داند. در این قضیه ما به شکل گیری اتفاقات فرهنگی و هنری که جامعه معماری را نسبت به موضوع هویت و معماری متعهد و اسلامی حساس می کند در آن حوزه فعالیت هایی را تعریف کرده ایم. برای مثال در اردی بهشت امسال مسابقه عکاسی هویت در معماری را تعریف کردیم که استقبال خوبی از این نمایشگاه شد. هم دیدگاه انتقادی خوبی نسبت به معماری معاصر در نمایشگاه و ارسال آثار دیدیدم و هم نسبت به نمونه های قابل تحسینی که این موارد درش لحاظ شده بود موضوع هویت در معماری به نقد کشیده شد.

مسعود: مخاطب عام داشتید یا فقط دانشجویان معماری دعوت بودند؟

فروزانفر: نه مخاطب عام بودند. هم جامعه عکاسی، هم جامعه تخصصی و هم عموم مردمی که علاقمند به حوزه شهری، معماری یا عکاسی بودند نسبت به این موضوع عکس العمل نشان دادند.

مسعود: اتفاقی که باید بیفتد حساس تر شدن جامعه به این موضوع است. تا زمانی که مطالبه ای از سمت جامعه وجود نداشته باشد اتفاقی هم رخ نمیدهد. چون در یک بحث ما با بناهای بزرگ مقیاس مواجه هستیم که دکتر حمزه نژاد هم اشاره کردند؛ مثل ساختمان مجلس که سیاست گذار و بازوهای اجرایی که آن را تعریف میکنند باید مناسباتی را بگذارند که معماری، معماری ای بشود که حداقل متولیانش تاییدش کنند نه اینکه نهادهای درگیر، خودشان منتقدش بشوند. بحث دیگر در حوزه خرد مقیاس هست و بناهایی که خود مردم می سازند و سلیقه عمومی آنها را شکل میدهد.

فروزانفر: اجازه دهید دو سوال را با یک پاسخ جواب دهم. یک ضرب المثل عربی هست با این عنوان که " الناس علی دین ملوکهم" با این مضمون که سبک زندگی مردم نزدیک به سبک زندگی سازمانها و کسانی که آنها را مدیریت میکنند، می شود.

در مقیاس کلان مردم همیشه نگاه میکنند که چه نوع معماری برای شهرشان انتخاب شده و در نتیجه از آن الگو برداری میکنند و ساختمانهای خردشان را در آن چهارچوب شکل میدهند. در ادامه صحبت های دکتر حمزه نژاد صریح تر عرض می کنم که به اعتقاد من در حوزه مدیریت شهری و معماری دچار نوعی نفاق شده ایم، یعنی حرفی میزنیم اما در مرحله اجرا کاملا خلاف آن را عمل میکنیم. شعار معماری اسلامی میدهیم اما وقتی ساختمانهایمان در مقیاس کلان در شهر قد علم میکنند می بینیم هیچ ارتباطی با هویت و آئین مردم ندارند. نمونه هایی مثل مجلس شورای اسلامی و حتی مساجد و ابنیه مذهبی که در مرکز شهر تهران طراحی و ساخته میشوند و مردم هیچ ارتباطی با آنها بر قرار نمی کنند. بنظرم عرصه ترویج معماری اسلامی موضوع مهمی است که مدیران و تصمیم گیران در این حوزه چنان تحت فشار قرار بگیرند که غیر از اینکه بخواهند در این چهارچوب برای مردم تصمیم بگیرند تصمیمی خارج از آن اتخاذ نکنند. باید فریادی بزنیم تا این نفاق کنار برود و مردم معماری مرتبط با خودشان را بتوانند ببینند.

مسعود: نکته ای که در پایان میتوان به آن اشاره کرد این است که باید بپذیریم معماری ما در حال تجربه دوران جدیدی است که مناسبات و نیازها در آن تغییر کرده و در این دوره جدید معماری ما کم تجربه هستیم.


برنامه " خشت و خیال " چهارشنبه ها ساعت 21:00 روی آنتن شبکه رادیویی فرهنگ می رود و علاقمندان برای دسترسی بهتر می توانند به سایت این شبکه مراجعه کنند.




تاریخ انتشار : 8/8/1396 | 84 بازدید | نسخه قابل چاپ


نظرات

نام :

ایمیل :

نظر :

کد امنیتی :